الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )

208

الخصال ( فارسى )

است از آنجا كه چون برآيد و آن را بنگرى تا آنجا كه مىبينى فرو ميرود شامى گفت درست فرمودى بفرما بدانم قوس و قزح چيست ؟ فرمود واى بر تو نگو قوس قزح زيرا قزح نام شيطانيست و آن قوس خداست كه نشانه ارزانى و امان اهل زمينست از غرق شدن و اما چشمه‌اى كه ارواح مشركان در آن مأوى كنند چشمه‌ايست كه آن را برهوت گويند و چشمه‌اى كه ارواح مؤمنان در آن مأوى كنند چشمه‌ايست كه آن را سلما خوانند مؤنث آن است كه فهم نشود نر است يا ماده ( خنثى ) اگر نر است چون بالغ شود محتلم گردد و اگر ماده است حيض شود و پستانش برآيد اگر به اين دو علامت مشخص نشود به او گويند كه به ديوار بشاشد اگر بولش گاز گرفت و به ديوار رسيد مرد است و اگر پس شاشيد چنانچه شتر پس ميشاشد زنست ؛ آن ده چيزى كه هر كدام از ديگرى سخت‌تر است ، سخت ترين چيزى كه خداى عز و جل آفريده سنگ است و سختتر از سنگ آهن است كه سنگ را با آن ميتراشند و سختر از آهن آتش است كه آهن را آب مىكند و سختتر از آتش آب است كه آن را خاموش مىكند و سختتر از آب ابر است كه آب را با خود ميبرد و سختتر از ابر باد است كه ابر را ميراند و سختتر از باد فرشته‌ايست كه آن را ميفرستد و سختتر از آن فرشته ملك الموت است كه آن فرشته را قبض روح مىكند و سختتر از ملك الموت همان مرگ است كه او را ميكشد و سختتر از مرگ امر پروردگار عالميان است كه مرگ را هم نابود مىكند . شامى عرضكرد گواهى مىدهم كه تو زادهء رسول خدائى ( ص ) از روى حقيقت و على ( ع ) بامر خلافت شايسته‌تر است از معاويه لع . سپس اين جوابها را براى معاويه نوشت و او هم براى پادشاه روم فرستاد پادشاه روم به او نوشت اى معاويه چرا با گفتار ديگران مرا سخن ميكنى و بگفته ديگران مرا پاسخ ميدهى سوگند بمسيح كه اين جوابها از خودت نيست همانا اين جوابها از مركز نبوت و خاندان رسالت است تو اگر از من يكدرهم بخواهى به تو نميدهم .